الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
32
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
مىكند . روشن است كه در اين صورت زمينهاى براى توهم دور نيست . دوم . درستى حمل و عدم درستى سلب درستى حمل و عدم درستى سلب از ديگر نشانههاى حقيقت بودن معنا براى لفظ است ، به اين صورت كه معناى مورد نظر را با لفظى كه صريحا برآن دلالت مىكند ، موضوع قرار داده لفظ مورد نظر را با معناى ارتكازيش با حمل اوّلى برآن حمل مىكنيم . اگر حمل درست و سلب نادرست بود ، معلوم مىشود آن معنا ، معناى موضوع له لفظى است كه محمول واقع شده است ، و اگر حمل ، نادرست و سلب ، درست بود ، معلوم مىشود معناى حقيقى آن نيست . سوم . اطراد اطراد آن است كه درستى كاربرد لفظ در معناى مشكوك ، به مقام و يا شكل خاصى اختصاص نداشته باشد ، همان گونه كه به مصداق خاصى اختصاص ندارد . بسيارى از اصولدانان اطراد را از نشانههاى حقيقت دانستهاند . اما به نظر ما اطراد را نمىتوان از نشانههاى حقيقت به شمار آورد ، زيرا اگر كاربرد لفظى در معنايى با ويژگيهاى خاصش ، يك بار درست باشد ، هرچند به صورت مجاز ، اين كاربرد همواره درست خواهد بود . پرسش 1 . استعمال حقيقى و مجازى را با مثال توضيح داده بيان كنيد استعمال مجازى با استعمال غلط چه تفاوتى دارد ؟ 2 . آيا استعمال مجازى متوقف بر اذن واضع و رعايت علاقههايى است كه در علم بيان ياد شده است ؟ چرا ؟